نشانه شناسي مكان در تعزيه

به طور كلي آيين تعزيه از لايه‌ها يا عناصري شكل گرفته است كه عبارتند از: مكان، موسيقي، شخصيت ها، لباس، داستان و  مضمون مذهبي كه در اين جا نشانه‌شناسي مكان را بررسي مي‌كنيم:

مكان در اجراي تعزيه صرف نظر از تعزيه‌هايي كه فاقد مكان ثابتي هستند به محلي گفته مي‌شود كه تحت نام «تكيه» به اقتضاي مختصات اجرايي تعزيه، ويژگي هاي خود را دارد.

تكيه يا مكان اجراي تعزيه در وهله‌ي اول نوعي نشانه‌ي فرهنگي محسوب مي شود زيرا سبك و سياق طراحي و ساخت آن به تناسب نگرش‌هاي ايدئولوژيكي – فرهنگي جامعه است و از سويي ديگر طراحي تكيه ها كه عمدتا به شكل مدور بودند در سطح يك دلالت عيني به محل حقيقي رويدادهاي تاريخي كه در سرزمين ديگري (صحراي كربلا) بوده است ارجاع داده شده كه در عين حال با نگرش‌هاي ايراني آميخته شده است.

برخي محققان معتقدند ساختمان تكيه‌هاي موقت رابطه‌ي روشني با روحيه‌ي چادرنشيني اقوام گذشته‌ي ايراني به مدت طولاني داشته است. بعدها نمايشخانه ها يا تكيه هاي ثابت به سبب بهتر شدن وضعيت زندگي شهري ساخته شده است.

ساختمان اين تماشخانه ها رابطه‌ي روشني با ساختمان سنتي زورخانه هاي ايران دارد. بر اين اساس نمايش تعزيه هميشه به صورت مدور اجرا مي شود. صحنه‌ي اصلي هميشه سكويي در وسط است كه اغلب كنار آن باريكه راهي است كه با شن پوشيده شده است و از آن براي داستان‌هاي جانبي و يا تغيير صحنه استفاده مي كنند.

تكيه يا مكان در تعزيه برمبناي رمزگان هاي معنايي، اساسا حامل معاني اجتماعي و فرهنگي است، در حقيقت پيامد وكاركرد فرهنگي_ اجتماعي اين نوع مكان، ايجاد نوعي تقابل دو گانه بين زنان و مردان است كه متناسب با شرايط فرهنگي پيش مي آيد.

از سوي ديگر مكان اجراي تعزيه از حيث كاركرد نمايشي و آييني به محل رويداد تاريخي ارجاع داده می شود كه دربافت فرهنگي ديگري به وقوع پيوسته و به تدريج در سطح رابطه‌ي هم زماني به گونه‌اي طراحي شده است كه مبين نگره‌هاي فرهنگي_اجتماعي ايرانيان است. (نجوميان 221:1390-219)

فضای تعزیه درآثار بیضایی مانند مسافران و مرگ یزدگرد بر اساس ساختار اولیه و اصلی تعزیه است اما بنا به موقعیت و فضای داستان،کمی متفاوت می‌‌شود، به طور مثال در مسافران، انتهای داستان که همگی در خانه‌ی مادربزرگ برای مراسم عزاداری جمع شدند و همانطور که پیش‌تر ذکر آن رفت، نحوه چیدمان صندلی ها و نشستن مهمانان به صورت مدور همگی فضای تعزیه را به یاد می‌آورد، اما نکته این جاست افرادی که وارد می‌شوند و خود را معرفی می‍‌ کنند، در مقابل مادر‌بزرگ قرار می‌گیرند و سخن می‌گویند و همچنین عدم وجود سکویی در فضای خانه و نیز تفاوت در رنگ لباس مهمانان با مادربزرگ همگی نشان بر موقعیت ویژه‌ی او دارد.

شخصیت مادربزرگ به گونه‌ای است که هرکس از افراد به محض وارد شدن در مقابل او گریه و زاری و یا حتی شکایت از اتفاق پیش آمده، می‌کند. در واقع مادر بزرگ تبدیل به مادری برای همه‌ی آن ها می‌شود و وجود و حضور او مایه‌ی تسکین است.

نکته‌ دیگر در مورد تقابل زن و مرد در فضای تعزیه است که در این داستان این تقابل کنار گذاشته شده و بیضایی فضای تعزیه را با کمی تفاوت، مطابق نظر و خاص خود بازآفرینی کرده است.

این ویژگی در مرگ یزدگرد دوباره دیده می‌شود، در این جا نیز گونه‌ای دیگر از نمایش تعزیه را می‌بینیم و آن این است که مخاطبین در روایتگری که صورت می گیرد شریک می شوند و گاهی نیز نقشی را بازی می کنند.

3-6 نشانه‌هاي شمايلي

در فيلمنامه همه‌ي تصورهايي كه از صحنه و يك محيط در ذهن شكل مي گيرد و نمود  آن در فيلم، همگي جز دسته‌ي نشانه‌هاي شمايلي به حساب مي آيند. حتي تصويري كه از يك نوشته یا نامه ،عنوان روزنامه و … و نشانه هاي شمايلي آن نوشته ها در جهان واقعي است.

به نظر مي رسد كه ما نشانه‌هاي شمايلي را فرا مي گيريم و در اين زمينه معمولا به آموزش نياز نداريم. اما انسان نشانه‌ها‌ی نمادين را مي‌آموزد؛ ولي ظاهرا در حوزه‌ي نشانه‌ي شمايلي تصوير مستقيم موضوع است، توانايي ذهني و عقلاني انسان براي درك آن كفايت مي كند و نيازمند آموزش از راه زبان طبيعي نيست. (شهبا، 7)

علاوه بر نشانه‌هاي نوشتاري، نشانه‌هاي شنيداري (صوتي) و ديداري نيز جزء همين دسته اند، به طور مثال در سگ كشي، صداي آژير آمبولانس، صداي انفجار يا در باشو، غريبه كوچك نيز بر همين منوال، نشانه هاي شمايلي همين صداها در دنياي واقعي اند.

به جز نشانه‌هاي شمايلي، نشانه‌هاي موسيقايي (آوايي) كه در تقسيم بندي ژان پل سيمون جزء رمزگان فني به حساب مي آيند در فيلمنامه‌ها به فور يافت مي شود.

در باشو، غريبه كوچك، نايي مرتبا از اين نشانه‌ها براي ارتباط با طبيعت استفاده مي كند و طبيعت نيز آن را پاسخ مي دهد و حتي از آن براي حفاظت از زمين خود بهره مي برد، او با ايجاد صداي رعب و وحشت، حيوان مزاحم را از زمين خود دور مي كند.يا در پايان داستان مسافران، زماني كه مسافران به همراه آينه باز مي گردند، هيچ ديالوگي توان حضور يافتن ندارد جز موسيقي، درست به همين دلیل گفته می‌شود آنجا كه كلام باز ايستد، موسيقي آغاز مي شود و موسيقي توانسته جاي هر متن و صحبتي را به خوبي پر كند.

3-7 نشانه‌هاي فرهنگي

مي توان هر فيلم را، «فيلم آموزشي» دانست، چرا كه جدا از موضوع خود درباره مجموعه‌اي از مشخصه‌هاي فرهنگي نيز اطلاعاتي بدست مي دهد. تركيب اين كدهاي فرهنگي یا غيرسينمايي، با رمزگان ويژه سينما در هر فيلم «ويژگي» و «منش خاص» آن فيلم را می آفريند. متز به همين اعتبار در (زبان و سينما) نوشته است كه هر فیلم مكان ملاقات سينما و غيرسينما است. (احمدي، 131:1389)

نشانه‌هاي فرهنگي، نزديكترين نشانه‌ها به خود فاعل (سوژه) هستند و بيشترين ويژگي‌ها را از او برگرفته اند، در نشانه‌شناسي فرهنگي، موضوع نشانه‌شناسي فرهنگ است. كه مي‌توان ويژگي‌هاي‌ نشانه شناختي را از آن فهميد. (نجوميان 14:1389-13)

هر پيام خبر از زمينه‌اي مي‌دهد يعني به موقعيتهاي نشانه‌شناسیک، تاريخي_اجتماعي، روانشناسيك، فلسفي، اخلاقي و در يك كلام به افق دلالت هاي فرهنگي ويژه‌اي وابسته است. البته مي‌توان گفت كه زمينه‌ی پيام، مفهومي دقيق و قطعي نيست اما چيزي است كه در هر موقعيت زماني_مكاني خاص به‌گونه اي تازه وجود دارد. (احمدي، 138:1389-137)

شايد بهترين عنوان براي اين دسته از رمزگان «معنا شناسيك» باشد: دال‌هايي كه مدلولشان پيشاپيش معلوم شده است. مخاطب به دليل وجود اين رمزگان بسياري از نكته ها را به سرعت در مي‌يابد يعني معناها‌ی بسياري از كدها را «بنا به قاعده هايي همگاني و از پيش روشن» مي‌شناسد.

رمزگان فرهنگي را مي توان به گونه‌اي ساده‌ترين نشانه‌هايي دانست كه بيرون متن وجود دارند، مانند (روش غذا خوردن شخصيت‌ها، شيوه‌ی تزيين خانه، رانندگي، معماري). نشانه‌هاي فرهنگي چندان جا افتاده اند كه به گمان عادي طبيعي و آشنا مي‌آيند و سرچشمه‌ي قرارداديشان آسان فراموش مي‌شود. (همان 130)

نشانه‌هاي فرهنگي در باشو، غريبه كوچك، سياه بودن پوست باشو(كه خود مي تواند نمادي از درد و عذابي باشد كه در دوران زندگي خود _ نه چندان طولاني_ به خاطر جنگ و نابودي كشيده) و حالا در منطقه‌اي قرار گرفته اند كه همه سپيدپوست هستند و از دنياي باشو چيزي درك نمي كنند و اين نكته زماني بيشتر خود را نشان مي‌دهد كه نایی تلاش مي‌كند او را با شستن سفيد كند. علاوه بر آن، نحوه‌ي دعا كردن و اجراي نمايش آييني براي درخواست باران توسط بچه ها يا كارهاي نمايشي كه باشو براي خوب شدن نايي انجام مي دهد همگي جزء نشانه‌هاي فرهنگي به حساب مي آيند.

در مرگ يزدگرد نيز تفاوت در لباس پوشيدن بين افراد خانواده آسيابان و افراد پادشاه يا نگاه نكردن نزدیكان پادشاه به او که منجر به نشناختن پادشاه توسط افرادش شده است و همينطور شرايطي كه پادشاه در خانه‌ي آسيابان مي‌بيند و دم از شرايط زندگي خود مي زند؛ «ما برحصير نمي خسبيديم، تو فرش نگارستان مارا نديده‌اي. يك تار زر و يك تار سيم كه در آن درخت و پرنده و باغ است؛ از هر‌گوهري گل، دسته شتر نجم هست، يك صف از ياقوت سرخ و ديگر صف از ياقوت زرد و دستي از زمرد و پاك….»(بیضایی،1389: 89)

و در طول داستان براي اثبات پادشاه بودن خود به آن‌ها، مرتبا از نشانه‌هاي فرهنگي خود دم مي زند تا شايد بتواند كيستي خود را بر آن ها ثابت كند.

نشناختن پادشاه،توسط افرادش، جز با نقاب زره بازوبند و …زرين نيز جزء اين نشانه‌ها قرار مي‌گيرد و در مقابل فقيري و بي چيزي خانواده آسيابان، فضاي تاريك و سرد كومه‌ي آن ها، چرخ ايستاده و نداشتن  غذايي جز نان و آب و خوردن حيوان باركش به دليل فقر و گرسنگي همگي نشان از شرايط زندگی و اجتماعی و نهايتا نشانه‌هاي فرهنگي آن ها دانست.

در سگ‌كشي، رودرويي گلرخ با طلبكاران كه هر كدام ويژگي‌هايي مختص خود را دارند، كه همان نشانه‌هاي فرهنگي آن هاست؛ « دفتر نمور و قديمي با تيرهاي چوبي سقف، و در پنجره‌ي كوچك غبار گرفته و كف چويي رنگ خورده، تزييناتي حداقل بخشي از سقف باشیبي كه دارد گويي حمال شيرواني يا راه پله‌ي طبقاتي بالاست»(بیضایی،54-53) نشانه‌ي شرايط فكري و ذهنيت حاج نقدی از دنياي بيرون است، نگاهي كه در مورد جنس مخالف خود دارد نيز گواه اين ادعاست كه زن را فقط متعلق به خانه مي‌داند و نه دنياي خارج از آن.

همينطور دفتر كار شادروان تا جوردي، «ميان شلوغی اشياء سطح بالاي قديمي، خط نوشته ها، نقاشي‌هاي گل و مرغ و عكس هاي قهوه‌اي يا آبي رنگ قديمي در قاب‌ها مشكي كه بر در ديوار دفتر كار شادروان تا جوردی است..»(همان،75). نيز نشان موقعيت و فضاي كار و نشانه‌اي از شرايط زندگي و فكر و ديدگاه اوست.

نحوه‌ي صحبت كردن افراد هم جز نشانه‌هاي فرهنگي به حساب مي آيد طرز صحبت كردن حاج‌نقدي و يا افرندی و شركا و بقيه هر كدام سطح طبقه و شرايط فرهنگي  آن را منعكس مي‌كند.

در مسافران نيز طرز برخورد افراد خانواده با مادربزرگ و احترامي كه به او مي گذارند، شرايط حاضر كردن خانه‌اي براي عروسي و همينطور عزا. ارتباط‌هايي كه بين زوج هاي داستان از نو عروس و نو‌ داماد گرفته تا مهتاب و همسرش همگي جز نشانه‌هاي فرهنگي به حساب مي آيند.

در چريكه‌ي تارا، برگزاري مراسم شبيه خواني، زدن دف بر سر قبر پدربزرگ، نوع پوشش و لباس‌ها در تمامي فيلمنامه‌ها و گويش و زباني كه افراد در يك اثر با آن سخن مي گويند نشانه‌هاي فرهنگي به حساب مي آيد، شوهر كردن دوباره تارا براي محافظت از او و فرزندانش نيز همينطور.